ابو الحسن قزوينى
168
فوايد الصفويه ( فارسى )
و حشر وافر ، از قندهار حركت كرده ، بر سر زمان سلطان آمد . ازين طرف ، زمان سلطان نيز به استقبال مقابله شتافته از آنجا كه عبارت دغا « 175 » سر حرف كلام افاغنه ملاعنه است ، امير آخور باشى همايون « 176 » كه سپهسالار و رئيس جنگ بود ، با سپاه آراسته خود به ملازمت زمان سلطان رسيد . چون اين خبر وحشت اثر بر اردو همايون رسيد ، ( 253 ر ) لشكر همايون پراكنده گشت ، همايون به سوارى قاطر مصرى خود را به قلات بنچارى نزد نصير خان بلوچ براهوئى رسانيده ، و از آنجا دستگير شير محمد خان گشت در بين راه افاغنهء ابداليه او را استخلاص داده ، و بعد از مراجعت زمان سلطان از قندهار ، همايون خود را به قندهار رسانيده ، همايون فرار بر قرار اختيار نمود . آخر الامر در توابع ملتان كه اراده كشمير داشت ، به دست حكام زمان سلطان اسير و دستگير گشت و پسرش در آن معركه كشته گشته بود . زمان سلطان اطلاع يافته حسن خان خراسانى ايرانى را فرستاده ، همايون را در سنه يكهزار و دو صد و يك از ديدگان نابينا كرده ، بالاى حصار كابل حبس نمودند ، از دوستى كه از آن طرف رسيده بود ، مسموع نمود [ هام كه ] چون همايون دانست كه حسن خان او را مكحول خواهد كرد ، همايون كارد از كمر كشيده خود بدست خويش ديدگان خود بيرون آورده به حسن خان داد . اين حكايت از غرايب واردات جهان است . در احكام ايام مستقبل ، شاه نعمت الله ولى رحمت الله فرموده بودند كه در اين ايام و هنگام ، وقوع خواهد يافت . همايون بكمال خفت و ذلت اسير و دستگير گرديد . ( 254 چ ) و صدق كلام معجز نظام آن حضرت به ظهور رسيد . از اوست بيت : حاكم قندهار را چو شتر * در دماغش مهار مىبينم و اين رباعى در مدح حضرت مرتضى على عليه السلام ، از شاه نعمت - الله است .
--> ( 175 ) - نادرست ، ناراست . ( 176 ) - امير آخور باشى از القاب و مناصب مهم عصر صفوى بود ، كه بر سمتهايى مانند امير آخور باشى جلو و امير آخور باشى عقب نظارت داشت . امير آخور جلو به علت وجودش در صفهاى اول نبردها اهميت بيشترى داشت : براى آگاهى بيشتر پيرامون اين شغل رجوع كنيد به : مينورسكى : « سازمان ادارى حكومت صفوى » ، تعليقات بر « تذكره الملوك » ، ص 94 .